خطر اعدام جان ۶۳ تن از زندانیان سیاسی را تهدید می کند

اتحاد داوطلبانه :به دنبال اعدام بیشرمانه ی دو تن از زندانیان سیاسی در تهران که قبل از انتخابات دستگیر شده بودند و یک نفر در زاهدان که چند سال پیش دستگیر شده بود و به آن ها اتهام محاربه بسته شده بود، و از آن جا که این اعدام ها حتی بدون طی کردن مراحل قانونی اش، برای ترساندن مردم در آستانه ی 22 بهمن است، هم اکنون خطر اعدام جان ۶۳ زندانی سیاسی در ایران را تهدید می کند. این لیست شامل ۲۸ نفر از کردستان، ۱۲ نفر از سیستان و بلوچستان، ۱۲ نفر اهواز و ۱۱ نفر تهران می باشند.

کمیته بین المللی علیه اعدام ضمن انتشار این لیست از همه مردم و خانواده زندانیان سیاسی میخواهد که هر گونه اطلاعات تکمیلی از جزئیات زندانیان سیاسی محکوم به اعدام دارند را برای آن ها ارسال کنند. این گزارش همچنین تمام ارگان ها نهادها احزاب و سازمان های سیاسی و حقوق بشری در سراسر دنیا را فرا میخواند که قاطعانه علیه این اعدام ها در ایران اعتراض کرده و به هر طریق ممکن مانع اجرای این اعدامها توسط جمهوری اسلامی شوند

اسامی زندانیان سیاسی محکوم به اعدام به قرار زیر است

گفتنی است. همکنون فعالین سیاسی و مدنی محکوم به اعدام در کردستان به 21 نفر رسیده اند که اسامی آنها به قرار زیر است:

1- زینب جلالیان – اهل ماکو – زندان کرمانشاه – اعدام، 2- شیرکو معارفی – اهل بانه – زندان سقز – اعدام، 3- حبیب‌ لطیفی – اهل سنندج – زندان سنندج – اعدام ، 4- سامی حسینی – اهل سلماس – زندان اورومیه – اعدام، 5- جمال محمدی – اهل سلماس – زندان اورومیه – اعدام، 6- رستم ارکیا – اعدام ،۷- رشید آخکندی – اعدام، ۸- حسین خضری – اهل اورومیه – زندان اورومیه – اعدام، ۹- فرزاد کمانگر – اهل کامیاران – زندان اوین تهران – اعدام، ۱۰- علی حیدریان – اهل سنندج – زندان اوین تهران – اعدام ،۱۱- فرهاد وکیلی – اهل سنندج – زندان اوین تهران – اعدام، ۱۲- مصطفی سلیمی – اهل سقز – زندان سقز – اعدام،۱۳- انور رستمی – اعدام ، ۱۴- ایرج محمدی – اهل میاندوآب – زندان اورومیه – تیرباران،۱۵- محمد امین آگوشی – اهل پیرانشهر – زندان اورومیه – تیرباران، ۱۶- احمد پولادخانی – اهل پیرانشهر – زندان اورومیه – تیرباران،۱۷- حسن طالعی – اهل ماکو – اعدام، ۱۸- شیرین علم هویی – اهل ماکو – زندان اوین – اعدام 19 – عزیز محمد زاده – اهل بانه – زندان سقز – اعدام 20- محمد امین عبدالهی – اهل میراباد بوکان – زندان ارومیه – اعدام 21- قادر محمد زاده – اهل میراباد بوکان – زندان ارومیه – اعدام

از اهواز

- اوده افراوی، – علی رضا سلمان دلفی،
- علی حلفی — مسلم الحایی، – عبدالرضا نواسری،
- یحیی ناصری، – عبدالایمان زائری، – ناظم بریحی،
- عبدالرضا هلیچی، زمال باوی، – ریسان سواری،
لیلا کعبی،

از سیستان و بلوچستان

- عبدالرحمان ناروئی، – عابد گهرام زهی، – عبدالجلیل ریگی،
- ناصر شه بخش، – محمود ریگی – علی ساعدی،
۴۶- ولید نیسی، – ماحد فرادی پور، – دعیر مهاوی،
- ماهر مهاوی، – احمد ساعدی، – یوسف لفته پور

علی صارمی، – ایوب پرکار،
احمد کریمی، – ناصر عبدالحسینی، – رضا خادمی،
امير رضا عارفي – علیرضا کرمی خیر آبادی، – خالد حردانی،
سعید شاه قلعه ای، – عباس دلدار؛ -

سرهد چالش٬ (فعال سیاسی اهل کردستان ترکیه، زندان زنجان) – سعید رمضان٬ (فعال سیاسی اهل کردستان سوریه، زندان قزوین) – هژار قادری، – جهانگیر بادوزاده

جنبش سبز و نقش ملیت‌ها

گفتگوی رادیو سراسری دویچه وله با یوسف عزیزی بنی طرف
هم زمان با دستگیری‌ها در تهران، حبس فعالان قومی نیز ادامه دارد. با وجود آن در «جنبش سبز» نقش قومیت‌ها «کم رنگ» است. یوسف عزیزی‌بنی‌طرف، نویسنده‌ی عرب ایرانی و عضو کانون نویسندگان ایران دلایل آن را توضیح می‌دهد.

دویچه وله: آقای بنی طرف در روزهای اخیر اعتراض‌ها در تهران و دیگر شهرهای ایران ادامه داشت، ولی ما شاهد چنین اعتراض‌هائی در نواحی و شهرهایی که قومیت‌ها در آن زندگی می‌کنند، نبودیم. دلیل اینکه نخبگان و یا مردم نواحی مناطق قومی در این اعتراض‌ها شرکت فعالی نکردند، چیست؟

یوسف عزیزی بنی‌طرف: در جامعه‌ی ایران یک جامعه‌ی مدنی نسبتا قوی در قیاس با سایر کشورهای خاورمیانه وجود دارد که اساسا در تهران متمرکز هست و در مناطق پیرامونی ضعیف‌تر هست. مسئله‌ی دیگر اینکه از طرف فعالان قومیت‌های غیر‌فارس گفته می‌شود، نوعی بی‌اعتمادی هست که در طی دهه‌های گذشته رشد کرده. آنها می‌گویند، وقتی که در سال‌های ۸۴ و ۸۵ در خوزستان، کردستان و آذربایجان ما شاهد خیزش‌های دمکراتیک بودیم از طرف گروه‌های «مرکزنشین» هیچگونه مساعدتی و حمایتی از ما نشد و ما سرکوب شدیم. در نتیجه آنها به سال‌های گذشته ارجاع می‌دهند. بنظرمن اینها می‌تواند یک موانعی باشد در عدم مشارکت جدی و وسیع خلق‌های غیر‌فارس در خیزش کنونی جامعه ایران علیه استبداد و دیکتاتوری. اگر واقعا این نیروی عظیم خلق‌های غیر‌فارس در آذربایجان، اهواز، بلوچستان، ترکمنصحرا و در کردستان به رودخانه‌ی مبارازات مردم تهران، اصفهان و شیراز بپیوندند، چه اقیانوسی ایجاد خواهد شد.

سئوال : مشارکت فعال مردم مناطق قومی و به عبارتی دیگر کشانده شدن قومیت‌ها به اعتراضات جنبش سبز، چه تاثیری بر آن خواهد داشت؟

پاسخ :گر این نیروی عظیم بپیوندد به اعترضات و تظاهرات مردم در تهران ، اصفهان، شیراز و مشهد، می‌تواند زودتر به نتیجه برسد. الآن در تک بودن تهران و ۲ یا ۳ شهر دیگر مبارزه طولانی می‌شود و حتی نسبت به پیروزی آن شک و تردیدهائی وجود خواهد داشت. این به معنای نیرومند بودن نظام استبدادی نیست، بلکه به معنای تفرقه‌ی درون جامعه‌ی ایران است که ناشی از عدم اعتماد خلق‌های غیر‌فارس و تهران می‌باشد.

سئوال :برای از بین بردن این بی‌اعتمادی که شما طرح می‌کنید، نخبگان قومیت‌ها و یا نیروهایی که در جنبش سبز هستند و یا رهبران جنبش سبز، برای کشاندن مردم مناطق قومی چه سیاستی را بایستی اتخاذ کنند؟

پاسخ: بنظر من باید یک هماهنگی بین رهبران جنبش سبز و رهبران و فعالان خلق‌های غیر‌فارس بوجود بیاید. حال اگر این در داخل انجام بگیرد چه بهتر و اگر امکان‌پذیر نباشد باید در خارج صورت بگیرد. یعنی نوعی هماهنگی بین فعالان و رهبران جنبش سبز و نیروها و فعالان قومیت‌های غیر فارس که معتقد به همکاری با جنبش سبزهستند. به نظر من این هماهنگی لازم است در درجه‌ی اول در داخل ایجاد شود و اگر در داخل شرایط امنیتی امکان آن را ندهد، دستکم در خارج باید هماهنگی بین فعالان قومیت‌های غیر‌فارس و رهبران جنبش سبز ایجاد شود وگرنه مبارزات مردم با موانع و دشواری‌هایی روبرو خواهد شد.

سئوال :شما توان این قومیت‌ها را در جامعه ایران چگونه ارزیابی می‌کنید؟

پاسخ: در تاریخ معاصر ایران همیشه از انقلاب مشروطیت تا انقلاب بهمن ماه ۵۷، تهران بدون تبریز نتوانسته انقلاب‌ها را به ثمر برساند. در انقلاب مشروطیت این ستارخان، باقرخان و جنبش آذربایجان بود که توانست انقلاب مشروطیت را به پیروزی نهائی برساند. در انقلاب بهمن ۵۷ هم این قیام تبریز در ۲۹ بهمن ۵۶ و بستن شیرهای نفت توسط کارگران عرب در خوستان ومبارزات سایر خلق‌های ایران بود که انقلاب ۵۷ را به پیروزی رساند. اکنون با جدا بودن مبارزان و فعالان خلق‌های غیر‌فارس از مبارزات آزادیخواهانه و دمکراسی خواهانه‌ی مردم تهران، مشهد، اصفهان و تبریز، بنظر من یا ناکام خواهد بود و یا طولانی مدت خواهد بود و حتی در صورت پیروزی در نبود فعالیت و کوشش و تظاهرات مردمان غیر‌فارس این پیروزی ناقص خواهد بود. و ما دوباره شاهد سربرآوردن مشکل ملی قومیت‌های غیر‌فارس خواهیم بود.

سئوال : بنابراین ایجاد هماهنگی و همگرائی در لحظه‌ی کنونی بهترین راه حل هست.
یعنی به نظر شما کشانده شدن قومیت‌ها به اعتراض‌هائی که در ایران انجام می‌گیرد، سبب پیروزی این جنبش خواهد شد؟

پاسخ: بی‌گمان این گونه خواهد بود. با توجه به تجارب تاریخی گذشته در یک قرن و اندی که ایران شاهدش بود و با توجه به شرایط کنونی جهانی و آگاهی‌های فزاینده‌ی خلق‌های ستمدیده در خاورمیانه ، جهان عرب و حتی غرب، من بر این باورم که این قومیت‌ها دارای پتانسیل فوق العاده نیرومندی هستند که اگر با تظاهرات و اعتراضات کنونی جنبش سبز در هم بیامیزد، این دو نوع مبارزه می‌تواند نتایج درخشانی را به سود دمکراسی، آزادی و حقوق بشر و از همه مهمتر حقوق خود همین خلق‌های غیر فارس به اینها به دست آورد.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.