عزيز محمدزاده فعال كرد در اعتصاب غذا

بازگشت به صفحه اول
عزيز محمدزاده فعال كرد محكوم به اعدام كه در تاریخ 3/11/1388 در زندان شهر سقز به اعتراض حکم اعدام خود دست به اعتصاب غذا زده بود و در تاریخ 8/11/1388 توسط نیروهای امنیتی این شهر از زندان به شکنجه گاه اطلاعات این شهر انتقال داده شد. با گذشت 19 روز از این انتقال نامبرده و آنهم در شرایطی که در اعتصاب غذا بسر میبرد و دچار خون ریزی داخلی شده بود تاکنون به زندان برگردانده نشده است . و هیچ گونه خبری از مکان و اوضاع وی در دست نیست. از سوی دیگر بنا به‌ اعلام يكي از نزديكان این فعال محکوم به‌ اعدام، وی طی مدت زمان بازداشت در بازداشت گاه اداره‌ی اطلاعات بانه، زيز شديدترين شكنجه هاي ممكن بوده و هم اكنون در وضعیت نامشخصی به‌ سر می برد و خطر مرگ هر لحظه وي را تهديد ميكند. و با مراجعه مکرر خانواده نامبرده تاکنون هیچ گونه خبری از محل نگهداری و اوضاع وی دریافت نکرده اند. و از طرفی دیگر این فعال کرد محکوم به اعدام به دستور وزارت اطلاعات در هیچ کدام از دادگاهیهای خود اجازه وکیل نداشته است . کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

۶ سال زندان برای خواست تحصیل به زبان مادری

بازگشت به صفحه اول

یاشار حکاک پور در مصاحبه با کاوه قریشی
طی روزهای گذشته همزمان با دیگر نقاط کشور فشار بر فعالان سیاسی و مدنی آذربایجان تشدید شده و بازداشت ها و صدور احکام سنگین برای فعالان این منطقه ادامه داشته است. یاشار حکاک پور مسئول روابط عمومی آداپ (انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران) در مصاحبه با روز از علل تشدید فشارها و همچنین از آخرین وضعیت زندانیان، بازداشت شدگان و فعالان آذربایجان سخن گفته است. وی با اشاره به تلاشهای (آداپ) و دیگر نهادهای حامی حقوق بشر برای جلب توجه دولتها و افکار عمومی بین المللی به مساله نقض حقوق بشر در آذربایجان، به روز می گوید: «در قدم های بعدی به جامعه جهانی متوسل خواهیم شد».
این مصاحبه در پی می آید.

آقای حکاک پور چه اطلاعی از آخرین وضعیت زندانیها و بازداشت شدگان اخیر در آذربایجان دارید؟

دستگیری فعالین مدنی آذربایجانی، صدور احکام سنگین زندان برای این فعالین و نگهداری این فعالین در زندان بدون دسترسی به امکانات پزشکی حاکی از سیر صعودی نقض حقوق بشر در آذربایجان است. این فعالین اکثرا خواهان ابتدایی ترین حقوق انسانی خود در زمینه تحصیل به زبان مادری در مدارس و رفع تبعیضات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و رعایت حقوق بشر در مورد آذربایجانیها در ایران هستند. در حال حاضر شعبه چهارم دادگاه تجدید نظر آذربایجان شرقی، فردین مرادپور نوجوان 18 ساله آذربایجانی، مرتضی مرادپور، رسول بدلی از فعالین مدنی آذربایجانی در تبریز را به ترتیب به شش، سه و دو سال حبس تعزیری محکوم کرده است. دادگاه همچنین برای علی بدلی، امین پاشا قره باغی و آرش عشقی دیگر فعالین آذربایجانی بازداشت شده در جریان این پرونده حکم شش ماه حبس تعزیری صادر کرده است. محمدرضا جهانگیر پور و نقی احمدی آذر، نویسنده و شاعر آذربایجانی از سوی شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز به ترتیب به دو و نیم سال و پنج سال زندان و هر کدام به محرومیت ده ساله از سفر به جمهوری آذربایجان محکوم گردیده اند. اتهام این افراد جاسوسی در خاک ایران علیه ارمنستان و به نفع جمهوری آذربایجان عنوان شده است. این افراد از شاعران آذربایجانی در ایران به شمار می روند و به دلیل رفت و آمد به محافل ادبی در جمهوری آذربایجان با این اتهام روبرو شده اند. سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی در زندان اوین که به هشت سال حبس تعزیری محکوم شده بود دچار عارضه قلبی شده است و بدون دسترسی به پزشک جهت معالجه موثر در شرایط بسیاروخیم جسمی در زندان اوین نگهداری می شود. تداوم درد و تکرار عارضه قلبی متین پور ممکن است مسئله جدی ای برای سلامتی وی پیش آورد. مراجعات مکرر وکیل و خانواده متین پور به مسئولین قضائی و درخواست مرخصی وی جهت درمان در خارج از زندان تاکنون بی نتیجه مانده است و مقامات قضائی از ارائه پاسخ به درخواست مرخصی این روزنامه نگار زندانی امتناع میکنند. مسئولین اجرای احکام دادگستری تهران به خانواده متین پور گفته اند که پرونده او در اجرای احکام دادگستری موجود نیست و زندانیان امنیتی حق استفاده از مرخصی را ندارند.

در موردی دیگر عبدالله صدوقی، محمد علیمرادی، علیرضا حسین زاده و داود شیری، از فعالین آذربایجانی و از هواداران تیم فوتبال تراکتورسازی در تبریز توسط ماموران ادارات اطلاعات و حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی بازداشت شده بودند که از این بین عبدالله صدوقی و محمد علیمرادی همچنان در بازداشت به سر می برند و بقیه به قید وثیقه از زندان آزاد شده اند. در همین ارتباط چندین چاپخانه و مغازه، از جمله چاپخانه ها و لیتوگرافی های «عافیت» و «نگار» و مغازه صوتی تصویری «آذربایجان» در تبریز به اتهام چاپ و انتشار پوستر تبلیغاتی به زبان ترکی آذربایجانی برای تیم فوتبال تراکتورسازی پلمپ شده اند. این بازداشتها بدنبال سر دادن شعارهای یاشاسین آذربایجان و تورک دیلینده مدرسه در جریان مسابقات تیم فوتبال تراکتورسازی که به محلی برای طرح مطالبات زبانی و ملی آذربایجانیها تبدیل شده، روی می دهد. چنگیز بخت آور فعال شناخته شده آذربایجانی به صورت مشکوکی در محل کارش در نیروگاه برق تبریز درگذشت. خانواده این فعال آذربایجانی از دخالت نیروهای امنیتی ایران در مرگ این فعال آذربایجانی خبر می دهند. در جریان مراسم تشییع جنازه مرحوم بخت آور، نیروهای امنیتی پس از پایان مراسم و هنگام خروج مردم از قبرستان مارالان به شرکت کنندگان در مراسم حمله کردند و عده زیادی را مورد ضرب و شتم قرار دادن و 22 تن از فعالین آذربایجانی از جمله جمله ابراهیم فرج زاده، هادی مرتضی سیلاب، علی تهمتن، رضا ابری، فرزین اصغری، علی ایمانی، یعقوب وجودی، محمد رضا یوسفی، ابراهیم آسمانی و سه برادر به نامهای مهدی، مجید و نصیب جوادپور را بازداشت کردند.

از میان بازداشت شدگان در این مراسم هادی مرتضی سیلاب مدیر مسئول نشریه دانشجویی «دان اولدوزو» در دانشگاه صنعتی اصفهان، علی تهمتن استاد موسیقی آذربایجانی و رضا ابری از فعالین مدنی آذربایجانی پس از گذشت بیش از یک ماه از زمان دستگیری همچنان در بازداشت به سر می برند و ابراهیم آسمانی، ابراهیم فرج زاده، محمد رضا یوسفی، مهدی، مجید و نصیب جوادپور هر کدام به قید وثیقه سی میلیون تومانی از زندان آزاد شده اند. از سرنوشت یعقوب وجودی، فرزین اصغری و علی ایمانی، از دیگر فعالین بازداشت شده در این مراسم اطلاعی در دست نیست. اتهام این فعالین تبلیغ علیه نظام، عضویت در گروههای غیرقانونی و اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم بر علیه امنیت ملی از طریق شرکت در مراسم تشییع عنوان شده است. همچنین نزدیکان خانواده های محمد حسین جعفری و ابراهیم اسماعیلی پس از گذشت دو ماه از بازداشت این افراد خبر از بازداشت این فعالین می دهند.

به گفته همین منابع بازداشت این افراد پس از بازگشت آنها از سفر جمهوری آذربایجان صورت گرفته است اما مسئولین قضایی از بیان اتهام و علت بازداشت این افراد امتناع می کنند.

اخیرا خانم طاهری، همسر سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی در مصاحبه ای به وضعیت وخیم همسرشان اشاره کردند. گویا مسئولان زندان از انتقال ایشان به مراکز درمانی خوداری می کنند. لطفا در مورد آخرین وضعیت این روزنامه نگار توضیح بدهید؟

سعید متین پور روز جمعه ۹ بهمن ۸۸ دچار درد شدید قلب شده و مسئولین زندان اوین او را بعد ازمدتی زیاد و با تاخیر به پزشک منتقل کرده اند. پزشکان به متین پور گفته اند که باید در زمان بروز عارضه سریعا زیر نظر پزشک متخصص قرار گیرد اما امکانات محدود پزشکی و روند اداری موجود در زندان عملا مانع از دسترسی این فعال حقوق بشر به پزشک شده است. این زندانی سیاسی آذربایجانی پیش از این نیز در 28 شهریور 88 دچار عارضه قلبی شده بود و هم اکنون با مصرف داروهای مسکن بدون دسترسی به پزشک در زندان به سر می برد. آقای متین پور در اثر شکنجه های اعمال شده بر وی در مدت نه ماهه بازداشت موقت در بند 209 و اداره اطلاعات زنجان دچار ناراحتی های قلبی، ریوی، سردرد و کمردرد و ناراحتی معده شده است. ریه ها و سینوس های این روزنامه نگار آذربایجانی چرک کرده اما ناراحتی معده مانع از آن می شود که وی از آنتی بیوتیک استفاده کند.

این فعال حقوق بشر آذربایجانی پس از دستگیری در ۴ خرداد ۸۶ و تحمل ۹ ماه بازجویی تحت شکنجه جسمی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه و در جریان پرونده مربوط به حضور عده ای از شخصیتهای آذربایجانی در کنفرانسی حقوق بشری در کشور ترکیه به اتهام همکاری با دول خارجی متخاصم و تبلیغ علیه نظام به هشت سال حبس تعزیری محکوم گردیده، اما در حکم صادره اشاره ای به اینکه منظور از متخاصم کدام دولت بوده نشده است. (آداپ) خواهان آزادی بی قید و شرط این فعال آذربایجانی و امکان دسترسی وی به امکانات پزشکی می باشد. به عقیده ما اتهامات وارده به متین پور بی اساس است و وی صرفا به دلیل فعالیت هایش در عرصه روزنامه نگاری و دفاع از حقوق بشر در آذربایجان مورد خشم حکومت قرار گرفته است.

دادگاه تجدید نظر اخیرا احکام سنگینی برای بعضی از بازداشت شدگان در جریان راه پیمایی 1 خرداد 88 در تبریز صادر کردند، اتهامات ایشان چه بوده و به نظر شما چه دلیلی برای صدور چنین احکام سنگینی وجود دارد؟

اتهام این افراد عموماً اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم بر علیه امنیت کشور وتبلیغ علیه نظام است؛ اما دادگاه برای فردین مرادپور نوجوان 18 ساله آذربایجانی صرفاً به خاطر نگهداری چند ترقه در خانه، اتهام تهیه و نگهداری مواد منفجره را نسبت داده و وی را به شش سال زندان محکوم کرده است.

این افراد صرفا به دلیل سردادن شعارهایی در ارتباط با حقوق ملی و زبانی آذربایجانیها در ایران در جریان راهپیمایی خانوادگی اداره تربیت بدنی در پارک ائل گولی تبریز و همزمان با سالگرد تظاهرات گسترده آذربایجانیها در اعتراض به کاریکاتور موهن چاپ شده در روزنامه دولتی ایران در در 1 خرداد 88 بازداشت و با این اتهامات و احکام سنگین مواجه شده اند. نیروهای امنیتی و انتظامی ایران در جریان برگزاری مراسم و همزمان با تیراندازی و پرتاب گاز اشک آور به سوی شعار دهندگان به آنها حمله برده و عده ای را مجروح و بازداشت کرده بودند. در حالیکه برگزاری راهپیمایی مسالمت آمیز و طرح خواسته ها به صورت مسالمت آمیز جزء حقوق اولیه هر انسان محسوب می شود اما در آذربایجان هرگونه تجمع مسالمت آمیز جهت طرح مطالبات ملی و زبانی و دیگر حقوق انسانی آذربایجانیها با برخورد شدید نیروهای امنیتی مواجه می گردد و شرکت کنندگان و برگزارکنندگان این تجمعات بازداشت و به احکام حبس طویل المدت محکوم می گردند. در خصوص علت صدور چنین حکم سنگینی برای این فعالین مدنی باید گفت حکومت ایران در جریان این پرونده سعی داشت تا با طرح اتهام تهیه و نگهداری مواد منفجره برای فعالین مدنی آذربایجانی و محاکمه و صدور حکم برای چندین تن ازمتهمان سرقت مسلحانه در قالب یک تصویر چهره ای خشونت طلب از فعالین مدنی آذربایجانی ارائه دهد. از سویی دیگر همانگونه که در کیفرخواست دادگاه متهمین اعتراضات خیابانی در تهران آمده بود مسئولین امنیتی و قضایی ایران در صدد ارتباط دادن اعتراضات 1 خرداد 88 و اعتراضات به جوک نژادپرستانه سید محمد خاتمی در جریان مبارزات انتخاباتی به اعتراضات به نتایج انتخابات در شهرهای تهران و اصفهان و شیراز و چندین شهر مرکزی ایران در بعد از انتخابات بودند تا از این طریق زمینه را برای سرکوب هرچه شدیدتر نیروهای اجتماعی ترک در استانهای آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، زنجان، همدان و قزوین فراهم آورند. البته کم توجهی و عدم پوشش رسانه ای مسائل نقض حقوق بشر در منطقه آذربایجان در رسانه های داخلی و خارجی می تواند دلیل دیگری برای صدور احکام سنگین از سوی قضاتی باشد که از عدم وجود نظارت جدی رسانه ای بر اعمالشان آسوده اند.

وکیل یا وکلای ایشان چه کسانی هستند و با توجه به اینکه حکم از سوی داداگاه تجدید نظر صادر شده است، ایشان چه تلاشی برای تخفیف این حکم انجام داده اند؟

فضای امنیتی آذربایجان و تسلط دستگاه اطلاعاتی بر سیستم قضایی و اکثر نهادهای تصمیم گیری در شهر های آذربایجان، امکان فعالیت وکلای مستقل در پرونده های امنیتی را سلب کرده است و وکلایی که در این عرصه فعالیت میکنند انگشت شمار و تحت فشار سیستم قضایی قرار دارند و دستگاه قضایی از تمدید پروانه وکالت و کلای مستقل که در پرونده های امنیتی فعالیت دارند ممانعت می کند. در جریان این پرونده نیز متهمین پس از مراجعه به کانون وکلای آذربایجان شرقی و اردبیل وکیل اخذ کردند اما متاسفانه فشارها بر وکلا مانع از آن شد که آنها بتوانند کاری از پیش ببرند.

یعنی این پرونده به طور کلی مختوم اعلام شده و احکام نیز غیر قابل تجدید نظر هستند؟

احکام صادره برای این فعالین متاسفانه قطعی است؛ البته راههایی نظیر مراجعه به دیوان عالی کشور نیز وجود دارد اما باید منتظر باشیم تا ببینیم آیا وکلای متهمین می توانند از طریق مراجعه به دیوان عالی کشور حکم صادره برای این فعالین را نقض کنند.

تلاشها و پیگیریی های شما به عنوان آداپ(انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران) چه نتیجه ای داشته است؟

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران در قدم اول با اطلاع رسانی در مورد مسائل نقض حقوق بشر در منطقه آذربایجان سعی دارد تا توجه نهادهای حامی حقوق بشر و دولتها و افکار عمومی بین المللی را به مسئله نقض حقوق بشر در این منطقه جلب کند و البته در قدمهای بعدی به جامعه جهاني متوسل خواهیم شد تا از دولتمردان جمهوری اسلامی بخواهند تا به مسئله تبعیض و نژادپرستی در ایران و صدور احکام حبس غیرقانونی برای فعالینی که برای دستیابی به ابتدایی ترین حقوق انسانیشان مبارزه می کنند پایان دهد. آداپ پس از اعتراضات به روزنامه ایران و در پی عدم توجه گروههای مدافع حقوق بشر در تهران به مسائل نقض حقوق بشر در آذربایجان تاسیس شد. در طی سالهای گذشته از طریق ارتباط با نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر همچون کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل، سازمان عفو بین الملل، فرانت لاین، گزارشگران بدون مرز و دیگر گروههای حقوق بشری در جهان سعی داشته ایم تا توجه جامعه بین المللی را به وضعیت اسفناک حقوق بشر در منطقه آذربایجان جلب کنیم و تا حدی نیز در این عرصه موفق بوده ایم اما کاستی های فراوانی وجود دارد. جهانیان نسبت به مسئله تبعیض و نژادپرستی در ایران اطلاع چندانی ندارند و اگر ما بتوانیم صورت مسئله را برای جهانیان توضیح دهیم که در ایران آذربایجانیها حتی یک مدرسه به زبان مادریشان ندارند و نوجوان 18 ساله آذربایجانی به خاطر درخواست تحصیل به زبان مادریش به شش سال حبس محکوم می شود مطمئناً جهانیان در مقابل این امر ساکت نخواهند نشست.

تایید احکام سنگین حبس فعالین آذربایجانی در دادگاه تجدید نظر

بازگشت به صفحه اول
مرتضی مرادپور، فردین مرادپور، رسول بدلی، علی بدلی، امین پاشا قره باغی و آرش عشقی مولان از فعالین مدنی آذربایجانی در تبریز در دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی به شش سال تا شش ماه زندان محکوم شدند.
بر اساس حکم صادره از سوی شعبه چهارم دادگاه تجدید نظر آذربایجانشرقی فردین مرادپور نوجوان ۱۸ ساله آذربایجانی به اتهام اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم بر علیه امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام و تهیه و نگهداری مواد منفجره به شش سال حبس تعزیری و فردین مرادپور برادر وی به اتهام اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم بر علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به سه سال حبس تعزیری و رسول بدلی به اتهام اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم بر علیه امنیت به دو سال حبس تعزیری محکوم گردیدند.دادگاه همچنین علی بدلی، امین پاشا قره باغی و آرش عشقی مولان را به اتهام تبلیغ علیه نظام محاکمه و هر کدام را به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم کرد. .
این افراد در جریان راهپیمایی خانوادگی ۱ خرداد ۸۸ در پارک ائل گولی تبریز و پس از طرح شعارهایی در رابطه با حقوق زبانی و ملی آذربایجانیها بازداشت و پس از نزدیک به سه ماه بازداشت به قید وثیقه آزاد شده بودند.
بازداشت این افراد همزمان با سالگرد تظاهرات گسترده آذربایجانیها در اعتراض به کاریکاتور موهن چاپ شده در روزنامه دولتی ایران صورت گرفته بود.
نیروهای امنیتی و انتظامی ایران در جریان برگزاری مراسم با تیراندازی و پرتاب گاز اشک آور به سوی شعار دهندگان به آنها حمله برده و عده ای را مجروح و بازداشت کرده بودند.
مسئولین امنیتی و قضایی ایران در این پرونده با طرح اتهام تهیه و نگهداری مواد منفجره برای فعالین مدنی آذربایجانی و محاکمه و صدور حکم برای چندین تن ازمتهمان سرقت مسلحانه در قالب این پرونده سعی در تصویر چهره ای خشونت طلب از فعالین مدنی آذربایجانی دارند. در همین رابطه ماموران اداره اطلاعات تبریز پس از بازداشت فردین مرادپور در ۱ خرداد ۸۸ با مراجعه به منزل پدری وی دیگر اعضای خانواده او از جمله پدر و مادر و برادر این نوجوان آذربایجانی را بازداشت کرده بودند. مامورین پس از تفتیش خانه تعدادی ترقه دست ساز یافته و بر این اساس اتهام تهیه و نگهداری مواد منفجره را به این نوجوان آذربایجانی نسبت داده اند.
فشار بر فعالین مدنی آذربایجانی در ماههای اخیر افزایش یافته و دستگاه امنیتی و قضائی ایران با طرح اتهامات ساختگی سعی در تصویر چهره ای خشونت طلب از مبارزات مدنی آذربایجانیها در ایران و صدور احکام سنگین برای این فعالین دارد.منبع ساوالان سسی

انتقال حسین خضری، زندانی محکوم به اعدام به سلول انفرادی

یک زندانی سیاسی محکوم به اعدام در شهر ارومیه شب گذشته به سلول انفرادی این زندان منتقل شد و تاکنون خبری از سرنوشت وی حاصل نشده است. ساعت 22 شب گذشته مورخ 17 بهمن ماه، تنی از نگهبانان با همراهی مسئولان بخش اجرای احکام زندان مرکزی ارومیه اقدام به انتقال حسین خضری، زندانی سیاسی محکوم به اعدام در این زندان به سلول انفرادی کردند، آقای خضری به نقل از مسئولان مورد اشاره از در شرف بودن اجرای حکم خود خبر داده بود. پس از انتقال ابن زندانی به سلول انفرادی از سرنوشت وی اطلاعی حاصل نشده است. لازم به توضیح است، حسين خضری ساکن اروميه، به اتهام تبليغ عليه نظام و همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون کرد در تاریخ 21 خردادماه سال جاری از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اين شهر به اعدام محکوم شد. این حکم عیناً در دادگاه تجدید نظر استان نیز تائید و قطعی شده است. در طی ماههای اخیر دست کم سه زندانی سیاسی کرد اعدام شده و تعداد 20 نفر نیز تحت حکم اعدام به سر می برند. منبع خبر : کردساید

نامه فرزاد کمانگر به ریاست قوه قضائیه

بازگشت به صفحه اول
وکیل فرزاد کمانگر حدود دو سال قبل با اعتقاد به بی گناهی موکل خود درخواست اعمال ماده ۱۸(برگزاری دادگاه مجدد) را به قوه قضائیه ارائه نمود، پس از این اقدام همواره دستگاه قضایی و امنیتی از ناپدید بودن این پرونده سخن گفته‌اند، این موضوع باعث شده است تا سه متهم پرونده کماکان تحت حکم اعدام قطعی به سر برند و هر لحظه احتمال اجرای حکم برای آنان متصور باشد.
فرزاد کمانگر، آموزگار دربند با نگارش و ارسال نامه‌ای به ریاست قوه قضائیه بر لزوم وجود سایه قانون بر این پرونده و برگزاری دادگاه مجدد تاکید کرده است، متن این نامه عیناً در پی می آید :

جناب آیت الله لاریجانی

با سلام،

ده سال پیش هنگامی که آیت الله شاهرودی اعلام نمودند که ویرانه ای را تحویل گرفته اند، همه امیدوارانه تغییر و تحولاتی اساسی در قوه قضائیه را به انتظار نشستند. حضور ده ساله ایشان که فرصت کمی هم نبود با احیای مجدد دادسراها، تصویب قانون حفظ حقوق شهروندی و کرامت انسانی، تهیه لایحه حبس‌زدایی و موضع گیری های صریح ایشان در برابر احکام سنگسار و اعدام کودکان زیر هجده سال و بقیه اقدامات اصلاح گرایانه ایشان در قوه قضائیه امیدهای بسیاری را در جهت آبادانی این ویرانه در اقشار مختلف مردم و زندانیان و به طور کلی هر شخصی که به نحوی از انحاء با قوه قضائیه سر و کار داشته است به وجود آورد، اما هنوز هم نابسامانی، ناهنجاری، خودسری، برخوردهای سلیقه‌ای و قانون گریزی در مجموعه تحت امر ایشان و ادامه آن، که متأسفانه تاکنون فرصتی برای جنابعالی در رفع آن ها به عمل نیامده است، آن چنان رواج داشته و دارد که ناچارم به عنوان فردی که خود را یک زندانی سیاسی و عقیدتی می داند، شرح آنچه را که به ناروا بر این جانب روا ساخته اند به عرض حضرتعالی برسانم؛
۱) در مرداد ماه ۸۵ دستگیر شدم در حالی که تا روز قبل از آن به عنوان معلمی که با دوازده سال سابقه تدریس از انواع فیلترهای حراست و گزینش عبور کرده و مسئولیت پرورش و تعلیم و تربیت فرزندان این آب و خاک را به عهده داشته‌ام. در مرحله تفهیم اتهام و بازجویی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات اتهام اینجانب عضویت در حزب پژاک اعلام شد. در روند تمام بازجویی‌ها در تهران، کرمانشاه و سنندج مرا تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی و روانی قرار دادند تا به این اتهام واهی تن دهم. اینجانب علیرغم تحمل شکنجه های طاقت فرسا به دلیل واهی بودن چنین اتهامی همواره و همواره اتهام فوق را رد نموده‌ام. با این وجود متأسفانه تنها بر اساس برداشت ذهنی بازجویان اولیه پرونده و شرایط منطقه انتساب اتهام فوق به اینجانب را مسجل اعلام کردند.
۲) در جلسه هفت دقیقه ای در شعبه ۳۰ دادگاه انقلاب تهران در کمال ناباوری از قاضی پرونده شنیدم که: “وزارت اطلاعات خواستار اعدام شماست، بروید و آن ها را راضی کنید.”
۳) قبل از جلسه دادرسی ، اینجانب از کلیه اتهامات مبرا شناخته شده و این بار با اتهام جدید عضویت در حزب پ.ک.ک. در جلسه مذکور محکوم به اعدام گردیدم .با تأسف حکم مذکور در دیوان عالی کشور بدون توجه به انواع و اقسام امور خلاف قانون آیین دادرسی کیفری که بروز آن در پرونده محرز و متقن است، تأیید گردید.

۴) پس از مدتی بر اثر اعتراضات مردمی که در مرداد ماه ۸۷ به خاطر اعتراض به حکم اینجانب، دوباره در بازداشتگاه ۲۰۹ تهران به مدت ۵ ماه دیگر تحت بازجویی مجدد قرار گرفتم و در کمال شگفتی رویکرد کلی بازجویان و کارشناسان وزارت اطلاعات با عملکرد سابق تناسب معکوس داشته است و در حالی که با شواهد و قراین بسیار و بازجویی‌های جدید برای کارشناسان پرونده مشخص شده بود که عضو هیچ حزب و سازمانی نبوده ام، به اینجانب اعلام نمودند با توجه به شرایط جدید حاکم بر پرونده از خانواده، دوستان و همکاران بخواهید که مبادا مورد سوء استفاده قرار بگیرند، چرا که اساسا شما عضو هیچ حزب و گروهی نبوده‌اید که اکنون کسی بخواهد با موج سواری سیاسی از پرونده بهره برداریِ مصادره به مطلوب بنماید.

جناب آیت الله لاریجانی اینجانب خود را فردی بی گناه می دانم و نمی توانم انتساب اتهامی را به خود قبول نمایم که از بیخ و بن جعلی و خیالی بوده، به طوری که بازجوی اخیرالذکر اینجانب در بازداشتگاه ۲۰۹ ضمن اظهار تأسف شدید به خاطر اعمال شکنجه بر من در سنندج و کرمانشاه این اعمال را عملی خودسرانه و قانون شکنی محض می‌دانست و پی‌گیری حقوقی آن را حق مسلم من می‌دانست و حتی قرار شد تمامی مساعی قانونی را به کار گیرند تا روند بررسی پرونده اینجانب تحت اعمال ماده هجده انجام پذیرد، اما اینجانب پس از مدت تقریبا ۱۸ ماه و حتی با پی‌گیری نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی نه تنها هنوز جوابی در یافت نکرده‌ام، بلکه این بار در کمال حیرت دریافتم که اثری از پرونده‌ام در هیچ یک از بخش‌های قوه قضایه نمی باشد.

جناب آیت الله لاریجانی از شما بعنوان قاضی القضات حکومت اسلامی چند سؤال دارم که امیدوارم چنانچه مشغله‌های فراوان در این شرایط اجازه دهد پاسخ آن‌ها را حداقل به این جناب اعلام فرمایید:

۱) به نظر شما دادگاهی که پس از ۱۹ ماه بازداشت با قرائت کیفرخواست و دفاعیات من کلا ۶ یا ۷ دقیقه طول کشیده و حتی در دادگاه اجازه صحبت کردن با وکیلم هم به من داده نشده است و همچنین بعد از این جلسه دادگاه چند دقیقه‌ای قاضی مرا متهم به همکاری با فرزاد کمانگر (یعنی خودم!!؟) می‌نماید، می تواند حکم عادلانه ای صادر بنماید یا آیا اساسا پرونده را مطالعه نموده است؟
۲) کارشناسان وزارت اطلاغات ۱۵ ماه قبل از دادگاه و بعد در مراحل بعد مستمراً به من اعلام نمودند صدور حکم اعدام برای من ارسال پیامی روشن برای فعالان سیاسی و مردم جهت دوری از احزاب کرد و نشان دادن حسن نیت به بعضی از کشورهای همسایه!؟ می‌باشد. آیا اینجانب به عنوان شهروندی در جمهوری اسلامی دارای این حقوق می باشم که وجه المصالحه بهبود روابط عادی کشورم با همسایگانش قرار نگیرم؟
۳) سخنگوی محترم قوه قضائیه آقای جمشیدی در مصاحبه خود در تاریخ ۲۴/۴/۸۷ تمامی اتهامات پیشین مرا حذف نمود و این بار در اظهار نظری جدید اتهام مرا عضویت در حزبی که من اتهام آن را هم قبول نداشتم بیان می کنند، اما چگونه است که هنوز دستور رسیدگی به پرونده اینجانب صادر نشده است.
۴) چرا دستگاه امنیتی عنوان می نماید که با توجه به بازتاب‌های وسیع رسانه‌ای و اجتماعی پرونده اینجانب چنانچه تجدیدنظری در گردش کار و موارد اتهامی و دادنامه‌های صادره صورت گیرد، بیم تجری نهادهای حقوق بشری و نهادهای مدنی و گروه های سیاسی دگراندیش که قبلا در محکومیت حکم غیر قانونی اینجانب موضع‌گیری نموده‌اند، می‌گردد. آیا پذیرش اشتباه و عبرت گیری از گذشته که در آموزه های اسلامی به آن حکم شده است، آن چنان ناگوار و تلخ می باشد که برای فرار از آن به چنین دستاویزی چنگ زد؟
۵) با توجه به آنچه که گذشت آیا کل ماجرا را نافی و ناقض اصل استقلال و تفکیک قوا از یکدیگر نمی‌دانید؟ اگر نه چگونه است که قضات به عنوان اشخاصی مستقل نمی‌توانند در پرونده اعمال حق نموده و در عوض خود را ملزم به رعایت توصیه‌های غیررسمی نهادهای امنیتی می‌دانند؟
۶) آیا با عنایت به سطور گذشته، اینجانب به عنوان فردی تبعه ایران و برخوردار از حقوق شهروندی جمهوری اسلامی ایران ، این حق را دارم که مجددا و در دادگاهی بی طرف و بر اساس قوانین مدون و رسمی جمهوری اسلامی و فارغ از ملاحظات سیاسی و مصلحت اندیشی‌های بی مورد، محاکمه گردم؟

جناب آیت الله لاریجانی با عنایت به موارد مشروحه فوق که نقض قانون آیین دادرسی کیفری در تمامی مراحل رسیدگی به پرونده اینجانب کاملا آشکار و واضح بوده است و بر همین اساس در جهت احقاق حق خود قبلا تقاضای اعمال ماده هجده به عمل آورده، که از اختیارات خاص مقام محترم رئیس قوه قضائیه بوده و این تقاضا در زمان حاکمیت این ماده قانونی و قبل از فسخ آن به عمل آمده است. بنابراین اینجانب به این وسیله رسما و مجددا از حضرتعالی تقاضا دارم دستور فرمایید به خواسته مشروع اینجانب، اگر تاکنون رسیدگی نشده باشد رسیدگی به عمل آمده و عنایت فرمایید نتیجه را نیز اعلام دارند تا پس از گذشت سال‌ها تحمل ناراحتی روحی بتوانم به زندگی عادی خود بازگردم.
توفیق حضرتعالی را در اجرای مسئولیت سنگین دادپروری صمیمانه آرزومندم
فرزاد کمانگر
۱۵ بهمن

همسر سعید متین پور : سلامتی همسرم در خطر است

بازگشت به صفحه اول
سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه‌نگار آذربایجانی، در زندان اوین که به هشت ‌سال حبس تعزیری محکوم شده دچار عارضه‌ی قلبی شد. این زندانی سیاسی آذربایجانی روز جمعه ۹ بهمن ۸۸ دچار درد شدید قلب شده است و مسوولین زندان اوین او را بعد مدت زیاد و با تاخیر به پزشک منتقل کرده‌اند. پزشکان به متین پور گفته‌اند که باید در زمان بروز عارضه سریعا به دکتر دسترسی داشته باشد اما روند اداری زندان مانع از دسترسی سریع این فعال حقوق بشر به پزشک است. متین‌پور چندی پیش در ۲۸ شهریور ۸۸ نیز دچار عارضه‌ی قلبی گردیده بود.به گفته‌ی متخصصین قلب در صورت تداوم درد و تکرار این موضوع ممکن است مساله‌ی جدی‌ای برای سعید متین‌پور پیش آید. همسرش، عطیه طاهری، از وضعیت این فعال مدنی می‌گوید:

اردوان روزبه: خانم طاهری همسر شما سعید متین پور در زندان به سر می‌برند و شنیده می‌شود که وضعیت جسمی خوبی ندارند. آخرین شرایط جسمی ایشان را می‌توانید توضیح دهید؟

عطیه طاهری: بعد از بازداشت اولیه در سال ۸۶ که مدت ۷ماه در انفرادی‌های ۲۰۹ اوین و زنجان گذشت، سعید دچار ناراحتی‌های شدید جسمی از ناحیه‌ی کمر و معده شد به‌طوری‌که تا آخرین لحظه اجرای حکم هشت‌ساله‌، وی تحت درمان پزشکی بود.
پس از انتقال به زندان در ۲۰ تیر ۸۸ مشکلات قلبی نیز به ناراحتی‌های سعید اضافه شد به‌طوری‌که او سه ماه بعد از اجرای حکم در اوین دچار حمله‌ی قلبی می‌شود. هم‌بندی‌های سعید او را پیش پزشک بند می‌برند و دکتر بند بدون هیچ سوال و جواب و معاینه‌ای از فاصله‌ی ۸متری تشخیص می‌دهند که این یک شوک عصبی بوده و به این شکل خودش رو بروز داده است.
ما همان‌موقع با چند پزشک متخصص در بیرون مشورت کردیم و وضعیت سعید را شرح دادیم. پزشک به ما گفت که این حمله اگر دوباره تکرار شود به‌شدت برای سلامتی سعید خطرناک خواهد بود. این مساله متاسفانه دوباره نزدیک به ده‌روز پیش اتفاق افتاده است و سعید دوباره دچار حمله‌ی دیگری شده است به‌طوریکه سعید را برده‌اند و از او نوار قلب گرفته‌اند.
ولی دکتر گفته که این نوار قلب زمانی جواب می‌دهد که دقیقا لحظه‌ای که این اتفاق می‌افتد نوار قلب گرفته شود. این امر در زندان امکان‌پذیر نیست چون تا پزشک عمومی تشخیص دهد و طی نامه‌ای مساله را به متخصص ارجاع بدهد و دوباره تصمیم بگیرند که آیا می‌توان زندانی را به پزشک متخصص فرستاد یا نه، کلی طول می‌کشد و این مساله عملا در داخل زندان امکان‌پذیر نیست. این مساله من را به‌شدت نگران کرده چرا که وضعیت سلامتی سعید را واقعا در معرض خطر جدی می‌بینم.

اردوان روزبه:معمولا در این‌جور مواقع وقتی زندانی‌ای با بیماری حادی مواجه می‌شود فرصتی برای مرخصی یا درمان بیرون از زندان به او می‌دهند. آیا شما تقاضایی برای مرخصی استعلاجی و یا پیگیری بیرون از زندان برای ایشان کردید؟

عطیه طاهری: ما بارها در دادگاه انقلاب درخواست مرخصی دادیم ولی هیچگاه جواب مثبتی نگرفتیم و آخرین پیگیری‌های ما نیز بی‌نتیجه بوده است. این‌ها متاسفانه برای پرونده‌ای که واقعا از داخل‌اش چیزی در نمی‌آید یک حکم هشت‌ساله به سعید داده‌اند. حالا با این‌که این حکم اجرا می‌شود هنوز هم دست از سر ما بر نمی‌دارند طوری‌که دادستان زنجان طی مصاحبه‌ای تلویزیونی ما را تهدید به ریختن آبروی‌مان کرد. کاری که به اعتقاد من جز خدا کسی قادر به انجام‌اش نیست. هم اکنون نیز که سعید زندانی است حتی از حقوق اولیه یک زندانی برخوردار نیست. این حق هر زندانی است که از مرخصی استفاده کند و مرخصی برود حتی اگر از نظر جسمی سالم باشد و مشکلی نداشته باشد. طبق مقرارات جمهوری اسلامی می‌تواند از مرخصی استفاده کند ولی متاسفانه با این‌که شرایط سعید به‌شدت شرایط حادی هست این اجازه را نمی‌دهند و به تمام تلاش و درخواست‌های ما با درهای بسته مواجه شده است. ما در راستای پی‌گیری مرخصی در واقع هیچ نتیجه‌ای نگرفته‌ایم.

اردوان روزبه: با توجه به گذشت چندسال از مدت زندانی‌بودن ایشان آیا امکان طرح عفو هم وجود داشته و آیا ایشان مشمول عفو خواهند شد و یا حتی پرونده‌شان قابل بازبینی دوباره است یا الزاما باید هشت‌سال زندان را تحمل کنند؟

عطیه طاهری: واقعیت امر این است که تا حالا پی‌گیری ما هیچ نتیجه‌ای نداده است. یعنی دادگاه انقلاب هیچ جوابی در برابر هیچ‌کدام از سوال‌های ما نمی‌دهد. ما پیش قاضی می‌رویم پیش مسئول اجرای احکام می‌رویم اما در این موارد هیچ‌کسی جواب خاصی به ما نمی‌دهند. یعنی ما هر کجای دادگاه انقلاب رفتیم؛ پیش قاضی صلواتی رفتیم، پیش مسئول اجرای احکام رفتیم، و آن‌ها مدام می‌گویند که ما بی‌اطلاع هستیم و در برابر پرونده اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند. در مورد حتی مرخصی، ما نامه‌ی مرخصی می‌دهیم و برای پی‌گیری درخواست‌مان مراجعه می‌کنیم که بالاخره آیا بایگانی شده است یا نه، موافقت شده است یا نه، و اگر مخالفت شده به چه دلیلی.
تمام اطاق‌های دادگاه انقلاب که می‌رویم اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند و می‌گویند که این پرونده‌ها دست ما نیست و اصلا این‌جا بایگانی نمی‌شود و از این صحبت‌ها. حالا ما نمی‌دانیم که جز دادگاه انقلاب جای دیگری هست که این پرونده‌ها آن‌جا نگه‌داری می‌شود یا آن‌جا به درخواست‌ها رسیدگی می‌شود و ما اطلاع نداریم، یا این‌که واقعیت را به ما نمی‌گویند و پرونده در آن‌جاست و درخواست‌ها و نتیجه‌ی درخواست‌ها آن‌جاست اما به ما نمی‌گویند.

اردوان روزبه: طبق خبرهای ما، علاوه‌ بر اینکه آقای سعید متین‌پور در زندان تحت فشار هستند بعد از دستگیری و زندانی‌شدن ایشان خانواده‌ی ایشان – از جمله خود شما و برادر شما که از فعالین آذری در زنجان هستند – زیر فشار قرار دارند. آیا این فشارها ادامه دارد؟

عطیه طاهری: بعد از این‌که حکم سعید اجرا شد قصد داشتیم در خانه‌ی پدری من برنامه‌ی دعای کمیلی در جهت اعتراض به زندانی‌کردن سعید برگزار کنیم و به غیر این کار دیگری نمی‌توانستیم انجام دهیم. نهایتا این‌جا به این نتیجه رسیدیم که مراسم دعای کمیلی برگزار شود که با مخالفت شدید دستگاه امنیتی در زنجان روبه‌رو شد. برادرم و دو نفر دیگر را به اطلاعات احضار کردند و از آن‌ها خواستند که این برنامه را لغو کنند و آن‌ها هم گفتند بالاخره ما مهمان دعوت کردیم و نمی‌توانیم کاری کنیم. آن‌ها را تقریبا دو هفته در بازداشت نگه داشتند و بعد آزاد کردند. ولی ما مراسم دعا را برگزار کردیم با این‌که کوچه‌‌ی ما از ابتدا تا انتها پر از مامور لباس شخصی و پلیس و ماشین و موتور دستگاه‌های امنیتی بود. ولی خوب دعا برگزار شد که ده روز بعد برادرم آزاد شد و دو نفر بقیه هم سه هفته بعد آزاد شدند. ساولان سسی

عارضه قلبی سعید متین پور در زندان اوین و بی اعتنائی مسئولین زندان

بازگشت به صفحه اول
سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی در زندان اوین که به هشت سال حبس تعزیری محکوم شده دچار عارضه قلبی شد. این زندانی سیاسی آذربایجانی روز جمعه ۹ بهمن ۸۸ دچار درد شدید قلب شده است و مسئولین زندان اوین او را بعد مدت زیاد و با تاخیر به پزشک منتقل کرده اند. پزشکان به متین پور گفته اند که باید در زمان بروز عارضه سریعا به دکتر دسترسی داشته باشد اما روند اداری زندان مانع از دسترسی سریع این فعال حقوق بشر به پزشک است.متین پور چندی پیش در ۲۸ شهریور ۸۸ نیز دچار عارضه قلبی گردیده بود. به گفته متخصصصین قلب در صورت تداوم درد و تکرار این موضوع ممکن است مسئله جدی ای برای سعید متین پور پیش آید.
مراجعات مکرر وکیل و خانواده متین پور به مسئولین قضائی و درخواست مرخصی وی جهت درمان در خارج از زندان تا کنون بی نتیجه مانده است و خانواده به شدت نگران وضعیت جسمی این فعال حقوق بشر آذربایجانی در زندان اوین تهران هستند.
مقامات قضائی از ارائه پاسخ به درخواست مرخصی این روزنامه نگار زندانی امتناع میکنند.مسئولین اجرای احکام دادگستری تهران به خانواده متین پور گفته اند که پرونده او در اجرای احکام دادگستری موجود نیست و زندانیان امنیتی حق استفاده از مرخصی را ندارند.
همچنین مسئولین زندان اوین در ملاقات خانواده این فعال حقوق بشر با وی مشکل آفرینی می کنند و مانع از ملاقات خانواده با وی در روزهای مقرر علیرغم در دست داشتن نامه دادگاه می شوند.
لازم به ذکر است که متین پور در اثر شکنجه های اعمال شده بر وی در دوران بازداشت موقت دچار ناراحتی های قلبی، ریوی، سردرد و کمردرد شدید شده است. این فعال حقوق بشر آذربایجانی پس از دستگیری در ۴ خرداد ۸۶ و تحمل ۹ ماه بازجویی تحت شکنجه جسمی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه و در جریان پرونده مربوط به حضور عده ای از شخصیتهای آذربایجانی در کنفرانسی حقوق بشری در کشور ترکیه به هشت سال حبس تعزیری محکوم گردیده است.
اتهام متین پور همکاری با دول خارجی متخاصم و تبلیغ علیه نظام عنوان شده است اما در حکم صادره اشاره ای به اینکه منظور از متخاصم کدام دولت بوده نشده است. مدافعان حقوق بشر در آذربایجان اتهامات وارده به متین پور را بی اساس دانسته و تصریح می کنند که متین پور به دلیل فعالیت هایش در عرصه روزنامه نگاری و دفاع از حقوق بشر در آذربایجان مورد خشم حکومت ایران قرار گرفته است.
سازمانهای بین المللی حقوق بشر از جمله عفو بین الملل و گزارشگران بدون مرز متین پور را زندانی عقیده و وجدان نامیده و خواهان آزادی بی قید و شرط وی می باشند. ساوالان سسی پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱٣٨٨ – ۴ فوريه ۲۰۱۰

تهدید سه دانشجوی زندانی زن کرد به تجاوز جنسی

سه دانشجوی زن دانشگاه تهران به اسامی سروه ویسی، لیلا محمدی و پخشان عزیزی که بیش از 8 روز از اعتصاب غذای آنها در زندان میگذرد، از سوی نیروهای شکنجهگر اداره اطلاعات مورد شکنجه و آزار و اذیت و تهدید به تجاوز جنسی قرار گرفتند. این سه دانشجود زن کرد که بیش از 8 روز از اعتصاب غذای آنها به منظور اعتراض به بلاتکلیفی در بازداشت، میگذرد از سوی بازجویان اداره اطلاعات و همچنین مأمورین زندان اوین مورد هتاکی و ضرب و شتم شدید قرار گرفتند. بنا به گزارش منبع خبر، بازجوهای شنکجه گر اداره اطلاعات این دانشجویان زن کرد را تهدید نموده اند که در صورت عدم اعتراف آنها به اتهاماتشان همانند زندانیان بازداشگاه کهریزک مورد تجاوز جنسی قرار خواهند گرفت، این زندانیان همچنین در بازداشتگاه تهدید به مرگ شده اند.
این گزارش خبری همچنین افزود که نیروهای اداره اطلاعاتی در تلاش برای پایان دادن به اعتصاب غذای لیلا محمدی، پخشان عزیزی و سروه محمدی همچنین آنان را علیرغم ضعف جسمی و بیمار بودنشان روزانه به مدت چندین ساعت ایستاده نگه میدارند.
نیروهای اداره اطلاعات در ادامه اعمال فشارهای خود بر این زندانیان زن کرد آنان را تهدید کردهاند که در صورت عدم همکاری و اعتراف به اتهاماتشان، از اعمال فشار و اذیت و آزار خانوادههایشان خود را برحذر نخواهند داشت.
سروه ویسی ، لیلا محمدی و پخشان عزیزی 25 آبانماه در تجمع اعتراضی دانشجویان کرد دانشگاه های تهران در مقابل دانشکده حقوق تهران به حکم اعدام احسان فتاحیان توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی دستگیر شده اند. کوردستان و کوردنیوز

گزارشی از آخرین وضعیت ماموستا ایوب گنجی

در پی یک هفته بستری شدن ماموستا گنجی در بیمارستان رسالت تهران، علی رغم تجویز 2 ماه مرخصی از سوی پزشک معالج وی، نامبرده به دستور دادستانی همدان به زندان این شهر بازگردانده شد و تاکنون ممنوع المرخصی می باشد. ماموستا گنجی که از بیماری های گواتر سمی و نارسایی کلیه رنج می برد با بی توجهی مسئولین زندان و دادستانی همدان رو به رو شده است. ایوب گنجی 35 ساله و اهل سنندج و متاهل و دارای دو فرزند می باشد که هم اکنون در نبود سرپرست خانواده، در فقر شدید مالی به سر می برند. او مورخ 22 فروردین 1387 در پی سخنرانی هایی در مسجد قبای سنندج در رابطه با ملیت خود و سران کورد همچون زنده یاد قاضی محمد بازداشت شد. ماموستا 4 ماه در زندان انفرادی اطلاعات سنندج و همدان مورد بازجویی همراه با شکنجه ی شدید قرار گرفت.
نامبرده در 4 مرداد 1388 از سوی شعبه 2 دادگاه روحانیت همدان به اتهامات تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت نظام از طریق عضویت در یک حزب کوردی و گروه تروریستی القاعده خلع لباس شده و به 10 سال حبس در زندان همدان و 10 سال تبعید به این شهر محکوم شد. این حکم در 10 دی ماه 1388 از سوی دادگاه تجدید نظر استان همدان باز تائید شد. وی هم اکنون در زندان همدان مدت محکومیت خود را در حالی می گذراند که حق معالجه ی پزشکی و مرخصی از او سلب شده است. اتحادیه خانواده فعالین کرد

محاکمه حسن ارک روزنامه نگار آذربایجانی در تبریز

جلسه رسیدگی به اتهامات حسن ارک روزنامه نگار آذربایجانی روز دوشنبه ۱۲ بهمن ٨٨ در شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی بیات برگزار شد. این روزنامه نگار آذربایجانی ٣۰ شهريور ٨٨ توسط ماموران اداره اطلاعات در تبریز بازداشت و پس از ۳۹ روز بازداشت موقت به قید وثیقه های ۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود. اتهام این روزنامه نگار آذربایجانی تبلیغ علیه نظام، افترا به رهبری و نیروی انتظامی و اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم بر علیه امنیت ملی از طریق مصاحبه با تلویزیون ماهواره ای گوناز تی وی عنوان شده است.
دادگاه انقلاب از میان اتهامات وارده اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم بر علیه امنیت ملی را مورد رسیدگی قرار داد و اتهام افترا به رهبری و نیروی انتظامی را جهت رسیدگی به شعبه ۱۰۶ جزائی ارجاع نمود.
قاضی بیات رئیس دادگاه در جریان محاکمه این روزنامه نگار آذربایجانی صرف مصاحبه با تلویزیون ماهواره ای گوناز تی وی را تبلیغ علیه نظام قلمداد نموده است. اظهارات این مقام قضائی در حالی صورت می گیرد که طبق قوانین ایران صرف مصاحبه با رسانه های خارجی تبلیغ علیه نظام تلقی نمی شود. ساوالان سسی

« ورودی‌های پیشین

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.